پيش درآمد:
حالا که نشد کار زیادی بکنیم
بر گور فساد و جهل شادی بکنیم
ای کاش که می شد دو سه میلیارد دلار
امسال جهاد اقتصادی بکنیم!!!
ميان درآمد!:
وقتی حاجی جناب لک لک باشد
در مسلک او بدون شک شک باشد
حالا که بهشت شد نصیبت حاجی!
ویلای تورنتویت مبارک باشد!!!
پس درآمد:
هزاران چو بنده شوند آس و پاس
كه يك تن شود چاق از اختلاس!!!
بی درآمد:
اختلاس واژه ی مفرّس شده از ترکیب اضافه ی مغلوب اَخ طلاس
می باشد به معنای طلا اَخی است یعنی بد است!
از جهتی دیگر یعنی طلا برادر من است و چون طلا مونّث
می باشد نمی تواند برادر باشد لذا تنافر معنایی ایجاد می گردد!
اما در اقتصاد از ریشه ی اخلاص و خلاص گرفته شده
یعنی خودت را مخلص نشان بده
وبعد از هاپولی کردن پول، خود را خلاص کن!
در علوم اجتماعی اختلاس به نوعی کار ِ بداطلاق می گردد
و از آنجا که خدا بد کاران را دوست ندارد اختلاسگران
را هم دوست ندارد
(پس کی آنها را دوست دارد؟!-مولف)
به همین علت مجبورند به بلاد کفر بگریزند،
و این بزرگترین عذابی است که بر آنها مقدّر گردیده است!
اما چرا عذاب؟ دلیلش را به اختصار پردازش می نمایم:
1. محرومیت از زندگی در تهران بزرگ: یعنی تبعید شدن از
پایتخت کشور گل و بلبل و سنبل ... و بالتبع محرومیت از
هوای فرآوری شده و ترافیک شیرین و دلنشینش
که موجبِ بیشتر با هم بودن ِ مردم و ایجاد همدلی و
وفاق ملی می گردد!!
هوای کوی تو دارم اگر چه در ترافیکم
که فرصتی ست که در آن کمی سماق بمیکم!
2. ایجاد اشکال در اقامه ی نماز: از آنجا که جهت قبله
در مسیر منزل محقرّبانوسلندیون قرار دارد فلذا اقامه ی نماز
در آنجا محل اشکال است!
شرط عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن
چون در آنجا نیست رایج، چند همسر داشتن
3. محرومیت مادام العمر از دریافت یارانه: یعنی عدم دریافتِ
پول حلال کلانیکه هر ماهه ضمن جلوگیری از جر خوردن ِشکاف طبقاتی،
باعثِ تطهیر ِ دسترنج ِ شبهه دار ِ امت مستضعف می گردد!
حالا که خریدی تو در آنجا خانه حقّ است که خوانمت تو را دیوانه
زیرا به جزای عملت ای نادان! محروم شدی تو دیگر از یارانه!!!
4. ایجاد اشکال در طهارت و پاکیزگی: از آنجا که در تعالیم
عالیه ی ما زخارف دنیوی نادیده گرفته می شود و مومن
علاقه ی چندانی به حطام ناپایدار دنیا نداشته و به وجه عقبی
می نگرد و پول را چرک کف دست می انگارد
فلذا ایشان تا آخر عمرشان هم که دستشان را بشویند
این چرک تمام نخواهد شد،
پس زندگانی و مرگ چرکینی خواهد داشت!!
دردم از پول است و درمان نیز هم
هرچه هم باشد فراوان، هست کم!
5. از دست دادن فرصت های دایمی تورمی: با توجه به
روند صعودی و آسمانی تورّم که به قول بزرگان موهبت الهی است،
ایشان می توانست سرمایه اش را به جای خارج کردن از
وطن عزیزمان، در همینجا به کار انداخته و با خرید و انباشتِ
(با احتکار اشتباه نشود - مولف) کالاهایی مثل:
طلا، سکه، تخم مرغ، کلیه ی کالاها، همه چیز و...
هر روز و هر ساعت شاهد افزایش سرمایه ی حلالش باشد!!
پولت به اتفاق تورّم جهان گرفت
آری به اتفاق، جهان می توان گرفت!
6.محرومیت از بروکراسی اداری: یعنی دفع سموم و
چربی های اضافی طی طرح تکریم ارباب رجوع که با احترام
و اعتماد، پرونده را به دست ایشان می دهند تا با دوندگی های
فراوان توسط عوامل پشت میز، روی میز و زیر میز،
موجب تناسب اندام و ایجاد سلامتی و نشاط در
آحاد گرفتار جامعه می گردد!
زیر ِمیزی نیست چیزی، یک رومیزی هم بیار
تا که با هم دور هم باشیم هنگام نهار!!
7. عدم دسترسی به نظام پویای بانکداری اسلامی:
از قدیم گفته اند لذتی که در ساختن است در داشتن نیست!
چه معنی دارد که مثل کفّار راه بیفتی بروی بانک و برای
هرچیزی که لازم داشته باشی، وام کم بهره ی بدون ضامن
بگیری؟!
لذت وام در همان پیگیری ها، نامه و سفارش گرفتن ها،
پارتی جورکردن ها، سگدو زدن و التماس و جزع و فزع نمودن
به نامه دهنده، وام دهنده، ضامن و... می باشد
تا قدر دو سه ملیونی که می گیری
{و چند برابرش را به عنوان سود
(منظور خدای نکرده بهره یا ربا نمی باشد-مولف)،
کارمزد، جریمه ی تاخیر...برمی گردانی}
را بدانی و به دلت بنشیند و برکتش مثل اصل پول نپرد!!
شیر ِ مرغ و جان ِ آدم را گرفتن سخت نیست
وام بستاندن ز دست بانکداران مشکل است!!
8.محرومیت از اینترنت تصفیه شده و پاک: (بدون شرح)
9.
11.
12.
....
....
دوستان عزیز برای جلوگیری از اطاله ی کلام، از اطناب بیشتر خودداری نموده
و سروتهش را با سپیدخوانی ِ شما بزرگواران، هم می آورم.
خداوند ثواب جهاد را به ما هم عطا فرماید!
و من ا... التوفیق
ای که می گفتید با یارانه نان در روغن است
کاش می گفتید نوع روغنش را لا اقل!
چون که روغنْ سوخته ست این روغن و از دست رفت
نان خشکِ ملتِ مستضعفِ جان در بغل!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
توجه! توجه!
به دلیل ذوقمرگ کنندگی بالای این خبر دوستانی که
مشکل قلبی دارند لطفن با احتیاط بخوانند:
پس از ماه ها مطالعه، محاسبه، تحقیق وتدقیق توسط
اینجانب که کارشناس ارشدم (پس نخبه هم به حساب
می آیم)، با تحمل مرارت های فراوان توانستم به کشفی
بسیار مهم و راهگشا دست یافته و با کمال مسرت
به شما گرامیان اعلام می نمایم که
تا سال ۱۴۰۴ فقط و فقط ۱۴ سال
باقی مانده است!
لذا از شما عزیزان تقاضا می شود جهت رفتن به
قله های افتخار، اقتدار، رفاه و امنیت و.......
حتمن لباس گرم و ساندویچ سرد به همراه داشته باشند.
هووووووووووررررررررررررررراااااااااااااااااا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه زن نباشه شاعرا چیو بونه کنن
تا بتونن سر ِ طاس ِ طنزیو شونه کنن؟
آخه زن ها با شراب ناب چشمای خمار
می تونن حتا شراب نابو مستونه کنن!
معدن محبت و معرفت و صداقتن
اگه اخلاقشونو یه خرده مردونه کنن!!
خانوما عادت دارن خونه رو آباد کنن
اگه آباد نباشه پس چیو ویرونه کنن؟!
دوس دارن شوهرشون عاقل و باهوش باشه
اگه عاقل نباشه پس کیو دیوونه کنن؟!
همیشه آرزو دارن صاحب ِ خونه باشن
که به وقتش آقارو بیرون از اون خونه کنن!
با توانی که دارن میون فک و چونه شون
میتونن خمیر هر چی غیبتو چونه کنن!!
اونقَدَر زلاله چشمه ی دل گل خانوما
میتونن چشماتونو ظرف گلابدونه کنن!
زن به معنای اخصش ینی آرامش و عشق
معنیشو می فهمی وقتی تو خونه ت لونه کنن!
خلاصه مخلص هر چی زنم اما بهتره
واسه درک بهتر این جمله رو وارونه کنن!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ناخن که بکاری چه شود دستانت!
زیبات نموده پول بابا جانت
تو زنده ی این دو بیت اورجینالی
من مرده ی مارک ریمل چشمانت!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
الا يا اَيّها البنزين اَدِر باكا ً به ماشينها
كه باشد پاسخي خوش بر دعاهامان و آمينها
بسا تبريك بر مردم چه روي صحنه چه پشتش
و هم تبريك بر اين دولت خدمتگزارينها
ز چندرغازِ يــــــارانه بيا و شــاهكارانه
مديريت بفرماخرج را با معجزاتينها !!
گران شد آب و برق و گاز و نفت و نان و گازوئيل
به داد ما برس يا حضرت صاحب زمانينها
چه شد آن پول نفتانه كه سفره خالي از نانه
و دارد ميرسد تا عرش قبض روح مسكينها
خدا را شكر قاطي گشت با مزد حرام ما
ز جيب حضرت آقا كمي پول حلالينها !!
نه بيكاريست اينجا نه غم نان نه غم مسكن
كه شاد و پر نشاط است امت تلويزيونينها
چگونه ميشود آيا دو دو تا را الهي كرد
كه حتا اقتصاد ما شده مخلوط با دينها؟!!
چنان لولو شده چيره بر اين اطفال بي جيره
كه ميترسند اهل گربه مان ازمرگ موشينها
ببين خوابيده همچون بخت اين بازار سردرگم
كه فرهاد عاشقانه! ميرود از قصرشيرينها
گناهي بس كبير است اين اميران مخالف را
كه ميخارد دماغ فتنه در گرمابه ي فينها
"تمام لرزش دست و دل ما" هست از اين كه
مبادا بشكند دربين راه اين چرخ ِچوبينها
بيا و ترك كن سيگار وبلاگ كذائي را
كه ميسازند وارد فيلتر مرغوب از چينها…!
سلام و درود دوست عزیز
مدتها بود فرصت به روز كردن اين وبو نداشتم و حس و حالشم نبود، راستش هنوزم نيست اما احساس كردم ديگه وب بيچاره داره به دست فراموشي سپرده ميشه واسه همين يكي از شعرايي كه قديما بخاطر قافيه ي مشكلش جهت طبع آزمايي گفته بودمو تقديم ميكنم ولي وجدانن اگه بي مزه بود فحشم ندين؛ بيشتر از اين بلد نيستم خب!
زمستان آمد و قلبم كمي شوفاژ مي خواهد
غم من خانه اي نقلي نه پر متراژ مي خواهد
ندارم حال طنازي در اين ايام ناراضي
كه چاه طبع خشكيده كنون پمپاژ مي خواهد
كنون كه تك تك از افسوس كندم موي عقلم را
نگو كه كله ي طاسم شامپو تاژ مي خواهد
ز بس كه پنچرم هستم ز راه راست هم عاجز
ولي بنز كج انديشان دلش ويراژ مي خواهد
چپ اندر قيچي است از بس صداي ما و سيمامان
كه پنداري سياست هم فقط مونتاژ مي خواهد
شده سي سال نه ماهم ولي طبعم نمي زايد
كه طفلي هم اگر باشد دلم كورتاژ مي خواهد
هوا خيلي پس است اما چه جاي غم كه در دنيا
هواي امن هم حتا دو تا ميراژ مي خواهد
بيا وارونه كن حتا حقيقت را به نام دين
كه شعبان بي مخي بودن چه جز شانتاژ مي خواهد
بچسبان سوت را با بيرق و سنگ و كمي نوحه
كه ابقاي هنر انگار كه كولاژ مي خواهد
تمام غرفه ها را پر كن از اجناس مصنوعي
كه نا هنجاري موسيقي ات پاساژ مي خواهد
نمايشنامه اي شوم است اما كات هم دارد
پلان آخر است و مرگ پرسناژ مي خواهد
خيابان جاي امني نيست ماشين شعورت را
كه ماشين داشتن اينروزها گاراژ مي خواهد
نمانده هيچ از ما غير از اين تصوير بيهوده
عجيب اين قاب سر در گم هنوز ايماژ مي خواهد
شده زنده به گور آيينه ام آخر به چه جرمي؟
چرا شوك ميزني؟ قلبم فقط ماساژ مي خواهد...!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو پولات مال من نیست و
مالت اموال من نیست و
تو سبک زندگیت اصلن
مثل امثال من نیست و
نمی دونی که بی پولی
فقط اشکال من نیست و
نمی دونی .......
تو هش تا خونه چار تا زن
و ده تا صیغه ای داری
حقوق از شیش جا می گیری و
وام می دن بهت مفتی
هزار تا پارتی داری و
همیشه آس داری جفتی
من اون ده لوی بدبختم
که آسی مال من نیست و
نمی دونی که تک هستم
ولی تک خال من نیست و
نمی دونی ..........
تو هر سال حج می ری اما
اروپا بچه هات می رن
به خرج ملت ساده
همش بورسیه می گیرن
خوشی ها سهمشون هست و
میگن محکوم تقدیرن!
ولی شابدولعظیم رفتن
توی اقبال من نیست و
نمی دونی سفر کردن
دیگه تو فال من نیست و
نمی دونی ........
رو پیشونیت جای مهره
ولی ماهواره هم داری
نماز جمعه هم میری
سه تا کاباره هم داری
رفیقات تریاکی بنگی
ولی میخواره هم داری
نمی دونم چرا ارشاد
به جز دنبال من نیست و
به غیر از سایه ی تهدید
تو استقبال من نیست و
نمی دونی ............
تو پارکینگت سه تا ماشین
یکی هم پشت در داری
همیشه فکر تفریحی
همش قصد ددر داری
دعای ندبه هم میری
ولی دوست پسر داری!
جلوی خونه مون اما
به جز آشغال من نیست و
نمی دونی که یک چرخ ِ
ژیان هم مال من نیست و
نمی دونی .........
داری باغ سه هکتاری
با یه ویلای شاهانه
یه استخر و جکوزی هم
واسه تفریح ماهانه
رفیقات با در و داف ها
میان و جمع مستانه...
نمیگم باقیشو دیگه
آخه منوال من نیست و
رسیده میوه هات اما
نصیبم کال من نیست و
نمی دونی...........
تو راحت می زنی تهمت
قسم خوردن برات سهله
میگی کلی سواد داری
ولی سر تا به پات جهله
می دزدی راحت و هرگز
نمی گن حاجی نااهله
ولی مثل تو شانس خوش
توی احوال من نیست و
پُرم از جمله ی نقلی
ولی نقال من نیست و
قفس هم باز اگه باشه
پری تو بال من نیست و
نمی دونی چرا آخه
که هیچ سال سال من نیست و
نمی دونی .........
![]()
![]()
![]()
اینجاست
پایتخت مسلمین جهان
جایی که لنزهای غیبی هراس
بام ها را می کاوند
مبادا کافری گفته باشد